نگارش: زنـــده یـــاد قـیـوم رهـبـر
تاریخ نگارش:
۱۳۶۱ شمسی
بازنشر: جمعی از اعضای سازمان آزادیبخش مردم افغانستان (ساما)
۲۴ سپتمبر ۲۰۲۵
در بارۀ برخی مسائل رهبری در سازمان ما
(۱)
«ایدئولوژی پرولتری به علت موقعیت پرولتاریا در تولید و در زندگی اجتماعی، ذاتاً انقلابی، انتقادی و پیشرونده است. خصلت انقلابی و رزمندۀ پرولتاریا، سازمان طبقاتی او و رهبران او فقط می تواند با تحکیم ایدئولوژی پرولتری مستحکم گردد، در غیر آن هم سازمان و هم رهبران وی در مجرا هائی می افتند که به شکلی از اشکال حالت موجود را تبرئه می کند و در خدمت آن قرار می گیرد.»  
زنده یاد «قیوم رهبر»
تمهیدی بر نشر کنونی این اثر:
سازمان آزادیبخش مردم افغانستان (ساما) "بنا به خواست مبرم طبقه کارگر" و به عنوان "سلاح رزمندۀ طبقۀ کارگر در راه هژمونی رسیدن به قدرت سیاسی… و پیروزی انقلاب ملی ــ دموکراتیک" و تکامل پیروزمند آن به رهبری این طبقه، ایجاد شد. "ساما" از موضع پرولتاریا پیشتاز جنگ رهائیبخش ملی شده و این راه طولانی و دشوار را نبرد کنان با ایدئولوژی های غیرپرولتری، با انحرافات "چپ" و راست و دشمنان ملی و طبقاتی طبقۀ کارگر و زحمتکشان افغانستان تا امروز پیموده است. رسالۀ کنونی مشت نمونۀ خروار، از سلسله نوشتار ها و گفتار های درون سازمانی است. این نگاشته در سال ۱۳۶۱شمسی به قلم رفیق زنده یاد «قیوم رهبر»، رهبر گرانمایۀ "ساما" و شخصیت برازندۀ انقلابی و آزادیخواه مترقی کشور، یکی از چندین تلاش سازمان و رهبری آن است که در زمینه نگارش یافته است.
این اثر برای اولین بار مسألۀ رهبری در "ساما" را در رابطۀ ارگانیک با ایدئولوژی پرولتری، مشی سیاسی سازمان (وظائف سه گانۀ اساسی ساما در روند انقلاب ملی ــ دموکراتیک و تکامل آن)، موضع طبقاتی کارگری، سانترالیسم ــ دموکراتیک، رهبری و بدنۀ سازمان، رهبری و خط توده ئی، معیار های ایدئولوژیک، سیاسی و عملی برای تشخیص و تربیت رهبران و کادر های پیشتاز پرولتری برای سازمان؛ غلبه بر درک عقب مانده و انحرافی از مسألۀ پیوند رهبری با این موارد فوق و... از لحظ تئوریک طرح و حل کرده و نقش ماندگاری در امر تربیت رهبران و کادر های جوان و میانسال در سازمان داشته است.
این رساله در زمانی نوشته شده است که متعاقب ضربات وارده بر سازمان و رهبری آن از دو جهت در سال های ۱۳۶۰-۶۱ش، این سازمان از لحاظ فکری در عمل دچار یک دوآلیسم فکری ــ سیاسی و بی موازنگی تشکیلاتی شده و لیبرالیسم "تازه اندیشی" خزیده در گوشه های این سازمان در غیاب رفقای ایدئولوگ ساما، سر برآورده و متأثر از آن، گرایش تسلیم طلبی گوشه های این سازمان را آلوده بود. نقش این اثر همراه با سخنرانی های زنده یاد «قیوم رهبر» در کنفرانس سرتاسری عقرب ــ قوس ۱۳۶۲ش توأم با مصوبات، موضعگیری قاطع ایدئولوژیک ــ سیاسی و قطعنامۀ آن کنفرانس، رسالۀ «رهبر» تحت عنوان «تسلیم طلبی در قلمرو مبارزه و بقاء» و کار مستمر آموزشی؛ در عین تربیت و پالایش فکری رهبران، کادر ها و اعضای سازمان در روند آموزش تئوریک جمعی و تأکید بر ایدئولوژی و مشی سازمان و بازتعریف آن در پیوند با وظائف سه گانۀ انقلابی؛ به ابتکار، پشتکار، پیشتازی و منطق پرصلابت رفیق «رهبر» و همرزمانش؛ ساما بر این دو انحراف ایدئولوژیک ــ سیاسی دامنگیر سازمان (لیبرالیسم تازه اندیشی و تسلیم طلبی) غلبه کرده و با هر دو انحراف از موضع ایدئولوژی و سیاست پرولتری خط جلی فاصل کشید.
بازنشر کنونی این اثر در زمانی صورت می گیرد که در نتیجۀ تهاجم راست لیبرالی اخیر برای مسخ و جعل هویت فکری و موضع طبقاتی بانی ساما زنده یاد «مجید»، مخدوش ساختن سیمای راستینش و تنزیل موقف طبقاتی بانی و رهبر ساما تا سطح یک لیبرال متعارف و در نتیجه قلب ماهیت ایدئولوژیک ــ طبقاتی ساما به عنوان ستاد رزمندۀ طبقۀ کارگر کشور و گردانی از لشکر جهانی کار علیه سرمایه تا سطح یک نهاد لیبرالی از جانب انقیاد طلبان، لیبرال های تازه اندیش و پراگماتیست و نماد های سجود که همه پرازیت وار از دیرباز تا این دم از گوشت و خون ساما تغذیه می کرده اند؛ به حریم شخصیتی مجید و بر گنجینۀ معنویت انقلابی ساما دستبرد زده شده است. هدف از نشر این نوشته و نوشته های پس از آن، بازتعریف ساما، تأکید مجدد بر ایدئولوژی، خط مشی و موازین پیشرو تشکیلاتی آن و ارجاع اعضاء، هواداران و خوانندگان علاقه مند امروزی به آن بنیان های محکم، تعریف و تثبیت شده ایست که در برابر تهاجمات راست لیبرالی و "چپ" قافیه باف بی عمل، حیثیت سد سدید را داشته اند.
نشر این نوشته و سائر اسناد پایه ئی و رسمی ساما مثل "برنامه"، "آئین نامه" و نگاشته های رهبران آن حاوی بنیان های ایدئولوژیک، سیاسی و تشکیلاتی این سازمان به مثابۀ گردان پیشاهنگ طبقۀ کارگر کشور؛ و تأکید مجدد بر آن، برهان قاطعی است بر ارتداد، بطلان و افلاس فکری و اخلاقی تمامی یاوه گویان، ورشکستگان، جعلکاران، تحریف کنندگان و منحرفان از راه سرخ رنگین با خون مجید و سائر جانبازان سامائی و انقلابیون پاکباز جنبش انقلابی کشور. این خط مثل درفش سرخ آن، جلی و قرمزین است و پیوسته و ناگسسته ــ بسته به حالت جذر و مد جنبش انقلابی ــ رهروان زیادی استوارانه و بی تزلزل این راه را به سوی شفق سرخ فردای آزادی و برابری خواهند پیمود؛ راهی که مجید، رهبر، سرمد، جرأت، پویا، میرویس، رضا، قاضی ضیاء و صد ها کادر انقلابی سامائی و غیرسامائی کشور در امتداد آن به سوی افق تابناک رزمیدند و جاودانه شدند.
با این مأمول، این نگاشتۀ ماندگار و آموزندۀ تئوریک از خامۀ رفیق زنده یاد پروفیسر «قیوم رهبر» در عرصۀ تشکیلاتی را پس از ویراستاری لازم، به گونۀ چاپی و الکترونیک برگ آرائی کرده و بابت آموزش و داوری، به اعضاء و هواداران ساما، منسوبان جنبش انقلابی و جوانان و جویندگان دانش مترقی کشور تقدیم می کنیم.
جمعی از اعضای سازمان آزادیبخش مردم افغانستان (ساما)
سنبلۀ ۱۴۰۴شمسی
*****
پیشگفتار:
"انقلاب عملیه ایست آگاهانه، هدفمند و متشکل – از این رو پیروزی جهاد کبیر ملی ما با سمت گیری مترقی و انقلابی، مستلزم سازماندهی، ایجاد و پشتیبانی از سازمان پیشتازی است که تمام نیرو های مجاهد ملی را در تمام ابعاد مبارزاتی آگاهانه و جانبازانه تنظیم و رهبری نماید. بدون چنین سازمانی آرمان ملی و انقلابی مردم افغانستان به گواهی تاریخ برآورده نخواهد شد. (۱)
در انقلاب عظیم ملت ما علیه اشغالگران روسی نقش سازمان پیشتاز، استحکام و رهبری آن نمی تواند مورد دقت زیاد قرار نگیرد. سازمان ما از بدو تأسیس خود تاکنون بر اهمیت وجود سازمان پیشتاز و انقلابی و نقش مؤثر و مستقل آن در انقلاب رهائیبخش ملی و تداوم آن بعد از پیروزی برای هموار کردن راه برای جامعه ای فارغ از ستم ملی و طبقاتی، همواره تأکید ورزیده است.
سازمان ما در مناسبات خود با دیگر احزاب، طبقات و اقشار اجتماعی نقش مستقل، رهگشا و راهنمای خود را درک کرده و بر آن تأکید ورزیده است. ولی متأسفانه آنچه تاکنون مورد توجه لازم قرار نگرفته است، مناسبات درونی آن سازمان سیاسی – نظامی است که دارای خصلت پرولتری بوده و از منافع انقلابی زحمتکشان افغانستان دفاع و پشتیبانی می نماید.
مسألۀ استحکام درونی سازمان یا به عبارت دیگر مناسبات انقلابی میان ارگان ها و بخش های مختلف آن در آگاهی انقلابی طبقه و سازمان پیشاهنگ آن؛ در از خودآگاهی ارگان های متعدد آن، در چگونگی رابطه میان رهبری، کادر ها، فعالین و توده های سازمانی؛ در به کار برد "سنترالیسم ــ دموکراتیک " به عنوان اصل رهنمای رهبری دسته جمعی، تأکید بر منافع و خواست های آتی و درازمدت نموده- و بالاخره در داشتن یک خط مشی انقلابی مضمر است که بتواند توده های سازمانی را هم از نگاه ایدئولوژیک و هم در جریان برخورد های طبقاتی و ملی از لحاظ سیاسی ارتقاء دهد و به پیروزی برساند.
ولی از جانب دیگر هر سازمان انقلابی در مراحل معینی از رشد خود بر نقایص و معایب مشخصی دست به گریبان است که اصول کلی نمی تواند گره گشای مشاکل فکری – سیاسی توده های سازمانی گردد.
یک سازمان انقلابی در شرایط ویژۀ یک کشور عقب مانده و در جریان یک جنگ ملی عموماً به مشاکلی برخورد می کند که از یک طرف ناشی از وضع سیاسی و اقتصادی آن جامعه است. اقتصاد و فرهنگ عقب مانده در مجموع سلسله ای از روش های انسانی متقابل و مناسبات اقتصادی – اجتماعی را تبارز می دهد که در دوران تکان های شدید اجتماعی ( انقلابات ملی و یا دموکراتیک ) اشکال حادی از روش ها، عملکرد ها و یا سیستم هائی از تفکر و عمل را به نمایش می گذارد. ولی در عین حال باید منافع طبقات و گروه های اجتماعی متضاد جامعه را که خود را در ورای کلمات زیبا و فریبنده می پوشانند و روش های خود را مطابق " حقیقت " و به نفع پیشرفت جامعه قلمداد می کنند، از چشم نینداخت.
وجود فعال یک سازمان انقلابی پرولتری در جامعه ای که دارای اقتصاد و فرهنگ عقب مانده است و در شرایطی که نیرو های اجتماعی گوناگون و متضاد همگی به طور فعال در جامعه عرض وجود کرده و از منافع بلافصل خود با اشکال گوناگون دفاع می کنند، امکان این که این سازمان از افکار، کردار، و سبک کار طبقات دیگر متأثر شود و آن را در خود مستحیل نموده به عنوان جزئی از واقعیت وجودی خود نشان دهد، اجتناب ناپذیر است.
بناءً، اختلافات ایدئولوژیک به عنوان بازتابی از تضاد طبقاتی جامعه، انحلال طلبی، مزدور منشی، نظامیگری و یاغیگری و بالاخره لیبرالیسم همگی نمود های مختلفی از این اختلافات است که در صور مختلف خود با انگیزه های مختلفی به میان می آید. شیوه های حل این مشکلات اگرچه هم می تواند با اصل انتقاد و انتقاد از خود، وحدت تئوری و پراتیک و مجموعه ای دیگر از اصول علمی انقلابی حل شود، ولی در عین حال ارتباط هر کدام این قضایا با اوضاع محیطی ای که این پرابلم ها در آنها به وجود می آید، مقدار اهمیت آن در لحظه ای معین از تکامل سازمان، روابط درونی این مشکلات و پرابلم ها با هم دیگر همگی برای آنها خصلت نسبی و خاص می دهد که با این خصوصیت و ویژگی در حال مدنظر گرفته شود و در غیر آن با الگوسازی و یا برخورد های ناسنجیده، این پرابلم ها می توانند به تضاد های آشتی ناپذیری مبدل گردد که هستی سازمان را نیز می تواند با خطر مواجه سازد.
از چندی به این طرف بحث ها و گفتگو هائی در مورد شیوۀ رهبری سازمان ما آغاز شده است. اگرچه این بحث ها از سطح شکوه و شکایت بالاتر نرفته و رفقای ما کمتر در راه ریشه یابی وضع کنونی رهبری و طرق اصلاح آن به طور اساسی گام برداشته اند؛ لازم افتید تا به عنوان فتح باب، موضوعاتی چند عنوان شود تا مگر رفقای دیگر بتوانند در مورد این قضایا به طور همه جانبه تری به بحث بپردازند.
ادامه دارد
(۱) شبنامۀ ساما " خروش رعد در پکتیا" ماه دلو سال ۱۳۵۸ شمسی